با عشق.......... بی عشق
((
بی عشق))يک گام برای من دويدن سخت است
اندازه يک بال پريدن سخت است
بی عشق برای دل عاشق پيشه
يک ثانيه هم نفس کشيدن سخت است
((
با عشق))تا باغ بهشت هم پريدن سهل است
خورشيد بروی خاک ديدن سهل است
باعشق اگر روبرو بنشينی
از پنجره هم ستاره چيدن سهل است
با من بمان
اما دل تو غریبه را پسندید
رفتنت دوباره نگاهم را با انتظار همخانه کرد
منتظر شدم
منتظر لحظه های دوباره در کنار تو بودن
اما انتظار پوسید
گفتم حالا که میروی لااقل یک ارزو برایم بگذار
ارزویی توخالی برای دلخوشی ام
و تو گفتی در ارزوی برگشتنم بمیر
دستانت را بوسیدم و خدا را شکر کردم
از اینکه بالاخره فهمیدی بی تو خواهم مرد
انتظار
عکس رخساره ی ماهش را داد
گفتمش مونس شبهایم کو...
تاری از زلف سیاهش را داد
وقت رفتن همه را میبوسید
به من از دور نگاهش را داد
یادگاری به همه داد و به من
انتظار سر راهش را داد

عشق
من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم